تبليغاتX
باران دخت
باران دخت

در نهان به آنی دل می بندیم

                           که دوستمان ندارد 

                                       و در آشکار از آنی 

                                                  که دوستمان دارد غافلیم.

                          شاید به همین دلیل تنهاییم.                      

                                                                                      دکتر شریعتی 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 20:35 توسط باران |

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

آتش مهر تو تورا حافظ عجب در سر گرفت

آتش دل کی با آب دیده بنشانم چو شمع

 

+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 12:9 توسط باران |
خانه  امیدوارزوی من دانشجو    

 بااولین نگاهم به ساختمانت مرامجذوب خودکردی!!                                                                               

برای نگاه کردن به دریابهترین مکان هستی!پاتوق عشاق دلخسته!! بعدمدتهادریافتم جززیباییهایت         

خانه ی امیدمن خواهی بود!!!من دانشجوی ساده ازیک طرف تحقیق  ارائه .....ازطرف دیگر......ومن دلخوش به درون پرازتهیت..    

بعدمدتهایافتم ازصعود به این قله ی دماوندوارتنهانسیبم صفردادن کتابهایت است...تنهاامیدمصعودبه  

قله ی مرکزاطلاعات واینترنت ...سایت ..تحقیق ....ومن باامیدوارزویم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:52 توسط باران |

گاهی اوقات تصورم نسبت به برخی از رانندگان دانشگاه این بود که خوشا به حالشان کاری بی دردسر وتضمینیخواهند داشت.اینکه مانند رانندگاندیگر در جاده های خطرناک سفر نمی کنند.همیشه در شهر خود.در کنار خانواده خواهند بود و دوری از اهل وعیال را تجربه نمیکنند.       

به یک سازمانی چون دانشگاه متصلند ودارای حقوق ماهیانه میباشنداما صحبتها ودرددل یک همسر خسته تمام تصوراتم را خراب کرد.راننده ای که باتمامی آرامش و وقار برای همه ی بچه ها دوستداشتنی است در چشمانش درد های کهنه و ناگفته بسیار غوطه ور است.هیچ وقت تصور نمی کردم که در پشت این چهره ی باطمانینه نارضایتی ها و خستگی هایی نهفته باشد.بعد از همسفر شدن در یک سفری کوتاه با همسر ایشان  شنیدن حرفهای یک خانم میانسالی که با بغض صحبت می کرد موجب شد تا باورم شود که این قشر زحمتکش نیز دارای مشکلات خاص خود میباشند.همسر ایشان ادعا می کردحتی کمتر به خانه ی اقوام و والدین خودخواهد رفت بخاطر اینکه شوهر ایشان بیشتر زمان خود را در دانشگاه سپری می کند ومشغول سرویس دهی به دانشجویان می باشدومدت زمان کوتاهی را در خانه میگذراند تا جایی که صحبت از ازهم پاشیدگی زندگیشان شده بود.آن خانمکه خود تحصیل کرده و عاقل بود همه ی اینها را از بی برنامگی مسئولان دانشگاهی می دانست که چرا راننده ای که با دانشگاه قرارداد بسته است باید تمام وقت خود را صرف کار کند وجایی برای خود و بودن با خانواده نداشته باشد؟؟   

پ.ن:    

بسیاری از اعضای وابسته به سازمانها قربانی بی برنامگی مسئولان وکار سخت سازمانی میباشند.   

+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 15:5 توسط باران |
بعد از مدتها نبودن سلام

بیایید منطقی فکر کنیم...

چندی است که در هر جایی به خصوص مکان دانشگاهی و حتی درهر رشه و کلاسی بحث برتری مرد بر زن و مرد گرایی و زن گرایی است.ساده لوحانی که هیچ مطالعه و اطلاعاتی ندارند و تنها بر اساس احساس زبان به سخن های کم ارزش باز می کنند. یک خانم از خوبی ها و محرومیت های یک زن می گوید و آقایی به قول خود روشنفکر زن را عامل بد بختی بشر می داند او مادر خود را چگونه می بیند و خواهر خود را و همسر خود را؟!!!! این مباحث تا آنجا پیش می رود که بحث فمنیست اسلامی را مطرح می کنند فمنیست یک واژه غربی است و هیچ شباهتی به اسلام ندارد.

فمینیست-اسلام این یک پارادوکس نمایی بیش نیست.ما در اسلام واژه ای مکتبی به نام فمینیست نخواهیم داشت و اسلام بین زن و مرد تفاوت نمی گذارد و قران تساوی حقوق زن و مرد رامطرح می کند و نه تشابه آن را. زن و مرد متناسب با ظرفیت ها و توانایی های خود دارای حقوق و انتظارات می باشند.

حرف من این است: من به عنوان یک زن به هیچ کدام از این دو مرد گرایی و زن گرایی اعتقاد ندارم و زن و مرد هر دو انسانند و آنچه مهم است ارزش وجودی انسان است و آنچه که موجب برتری هر یک از آنها می شود همین ارزش وجودیشان است. زن و مرد مقدمه ای اند برای رسیدن به انسانیت و  اینان چینشی است که خداوند در معراج انسان قرار داده و چه بسا کارهایی که یک زن می تواند انجام دهد یک مرد نمی تواند انجام دهد.

زمانی که عمران و زنش از خداوند خواستند فرزندی که قرار است به دنیا آید پسر باشد و با بدنیا آمدن حضرت مریم عمران گفت:"بارالهی ما از تو تقاضای پسر کردیم" و خداوند در جواب گفت:"لیس الذکر کلانثی" چه بسیار مردهایی که مثل این زن نیستند.

بهتر است من و تو ای هم جنس من و نیز جنس مخالف بیایید منطقی فکر کنیم و نه بر پایه احساس و جو گرایی.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 9:56 توسط باران |

حرفهای دختر همسایه بعد از دو خط سکوت ، حرفهاییاز جنس بلور را باصراحت تمام از پشت بام فریاد می زد

                       باران

پ.ن:

بعضی از دوستان کنجکاو نامم شدن چه فرقی می کنه؟ شاید یه ورودی باشم و شاید یه ترم بالایی. شاید بهتر بود می گفتم سلام هم رشته ای.

من از قبل وب می نوشتم اما باران تازه وارد است و همزمان با خیلی از شما دوستان مجازی کارم را آغاز کردم.

وبلاگ من شاید دل نوشته ای باشد و شاید هم اجتماعی نوشته ای باشد. امیدوارم دوستای خوبی واسه هم باشیم.

 

یا حق

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 10:2 توسط باران |
گامی به جلو، گامی به عقب
چند روز پیش در جمعی بودم که بحث بر سر تکنولوژی و فواید وآسیبهای آن بود. با امدن گوش کوب ، موبایل،همراه یا هر چه بروبچه های امروزی میگن تعامل بین دوستان و شهروندان و به معنای تام آدمها خیلی کم شده است. یک وسیله راحت برای انجام کارها با سرعت زیاد و هزینه کم پیامک. SMS بازی شده یار اوقات فراغتمان. ایران سل و همراههای اعتباری هم که دیگه شدن به قول بچه ها نهصدوخجالت و دست بزرگ و کوچیک میبینی! یکی میگفت عمده کار من با مسج است"3 ماه خواهرم را ندیدم ولی روزی 20 تا مسج به هم میدیم" - برای تبریک روز مادر از آنجا که مشغله کاریم زیاد بود یهSMS بلند بالا دادم و روزش را تبریک گفتم. - برای تبریک عید به جای دیدن رو در روی دوستان به همه آنها یک مسج می دهم - ماهانه 300 تا SMS دارم . - تا بیکار میشم و حوصله ام سر میره SMS بازی می کنم. - تمام قرارو مرارام با SMS است. - کجای کارید تمام خبرهای دسته اول را با مسج دریافت میکنم. - برای تبریک تولد برو بچه ها بجای دیدن و تبریک گفتن به آنها یه SMS تولدت مبارک کافیه - برای اینکه بفهمم دوستم جزوه داره یا نهبهش یه مسج میزنم و مطلع میشم. - روز فطر کارم و راحت کردم و بجای دیدن خیلی ها پیامک زدم و عیدو تبریک گفتم. همه این آمارها ی 400 تائی SMS در هفته جالب است و نیاز به توجه دارد.باور اینکه هفته پیش تولد دوستم را با مسج تبریک گفتم و بجای رفتن به منزل دوستی که مدتها ندیدمش با مسج حالشو پرسیدم! بابا ما باید باور کنیم هر چیز فرهنگ خاص خودش رو داره.اینکه SMS هم فرهنگ داره،تعدل داره و سعی کنیم نزاریم SMS بر فرهنگ ما چیره شه! و اینجاست که میگن تکنولوژی گامی به جلو و گامی به عقب است.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:24 توسط باران |
 

 یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیش تر زان که چو گردی زمیان برخیزم

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 12:34 توسط باران |
در دلم های های باران است

گوش کن این صدای باران است

روی گلبرگ گونه های دلم

باز هم جای پای باران است

با زبان اشاره می گویم

چه کسی آشنای باران است

چشم های دلی که بارانی است

راز دار دعای باران است

چاره ی این دل کویری من

بر سر انگشتان باران است

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 12:46 توسط باران |